تبليغاتX
ღیک عدد ساراღ - 57-سوسک کوشون

دیروز وقت دکتر داشتم آخه بعد زایمان ریزش موی زیادی داشتم البته این دومین بار بود که به متخصص پوست مراجعه میکردم اون باری که هیچی  دکتر فقط گفت طبیعیه  این بار خانم دکتر دستکش به دست موهامو نیگا کرد بهش گفتم تو دوران بارداری موهام نمیریخت الان چند ماهی که اینجوری شده دکتر اومد و گفت که تو دوران بارداری اصلا موها نمیریزه اما همون موهایی که تو اون دوران نریخته الان بهد زایمان باید بریزه و فقط یه شامپو داد  اصلا به این شامپوهه احساس خوبی ندارم من قبلا شامپو پن تن میزدم این شامپوهه دو برابر شامپو پن تن قیمت داره ولی اندازه اش نصفشه و بوی خوبی هم نداره.....


منتظر بودم تو مطب تا نوبتم برسه یه دفعه یه خانمی اومد تو کفش سفید و کیف سفید نه از این کفش و کیف سفیدای بیرونی
از اون کفش و کیف سفیدهای مهمونی بهتر بگم از اون کفش وکیف سفید های مخصوص عروس منو میبینی دهنم باز مونده بود 3 تا احتمال دادم
1:میخواد بره بعد دکتر مهمونی
2:شاید تازه مد شده و ما خبر نداریم
3:شاید تازه عروسه و ذوق داره
در پی احتمال سوم به دنبال حلقه در دست چپش میگشتم که بالاخره بعد یه ربع دستشو در آورد حلقه داشت
بابا بالاخره باید وقتمون رو در مدت انتظار یه جوری هدر بدیم یا نه............
دیشب نصفه شب دوباره با صدای کولر بیدار شدم البته همسایه قول داده 2 شنبه یکی بیاد و درستش کنه و ما قراره این چند روزه رو طاقت بیاریم نصف شب بیدار شدم تند رفتم یه لگن بذارم و با مقداری آب داخلش تا آب کولرشون توی لگن آب سقوط کنه و صداش کمتر شه تا رفتم یه قابلمه آب بیارم تو لگن بریزم دیدم چشمتون روز بد نبینه انگار عروسی سوسکاست رو میز دور 4 تا تیکه پیتزایی که از شب قبل مونده جمع شدن البته نمتونن برن توش  اما بوش همشون رو کشونده بود بیرون تند رفتم سم رو آوردم ریختم چند جا تو آشپزخونه  غذا رو هم برداشتم صبح هر جای خونه نیگا میکردی سوسک مرده بود رو فرش کنار در ورودی دم در اتاق خواب تو آشپزخونه که پر بود انواع سایزا ما هم مجبورر شدیم صبح علی طلوع خونه رو جارو برقی بکشیم
 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 8:55 توسط .:. ღ ساراღ .:.