تبليغاتX
ღیک عدد ساراღ - 52-تابستان سرد

با اینکه روزهای به این گرمی رو داریم میگذرونیم انا نمیدونم چرا اینقده حال و هوای خونمون سرده عین دو تا آدم شدیم که انگاری با هم همکارن  وقتی فقط یه کاری دارن باهم صحبت میکنن یا وقتی که احتمالا دارن ناهار یا شام می خورن حتی دستاشون هم به هم نمیخوره اونم بعد چند روز..........
من قبلا قبلان ها اونقده انرژی داشتم  که میتونستم یه به یه جمعیت زیاد انرژی بدم اما الانه.........
اینا هم از اثرات این دو سال انتظاره که هنوز به پایان نرسیده همه زندگیم شده انتظار و روز شماری.......
این دو سال من از زندگیم فقط طعم انتظار رو چشیدمبه هیچ کاریم نرسیدم من میخواستم ادامه تحصیل بدم لااقل ارشدمو بگیرم ولی زهی خیال باطل به خاطر نی نی دار شدن نمیتونستم  شرکت کنم سال اول که به خاطر سقط جنین دپرس بودم سال دووم هم که اصلا ثبت نام نکردم چون با پیش بینی قبل او ن موقع 9 ماهی باردار بودم و نمی تونستنم 3 ساعت رو صندلی بشینم که اونم به 9 ماه نرسید مونده امسال نمیدونم شروع کنم به خوندن یا نه اگه باردارشم بازم نمیتونم چون این دفعه از اولش بهم استراحت میده
در اگر نتوان نشست............
نمیدونم راضی نیستم 2 سال از عمرم حس میکنم هدر رفته


نمیدونم خدا اون بالا بالا ها داره چه کار میکنه به اونایی که که نمیخوان همینجوری  هوار هوار بچه میده  دختر همسایه مادر شوهرم اینا  دو سال ازم کوچیکتره الانه سومین بچش رو حامله است اونم هر سه تا رو ناخواسته حامله شده خندم میگیره وقتی میبینمش
اولی رو موقعی که نامزد بود حامله شده بود  5 ماه بعد عروسی زایید  دوومی رو 1.5 سال پیش زایید سومی رو تازه رفته سونو فهمیده 6 ماهه بارداره و هر جارفته بهش گفتن نمیتونن بچه 6 ماهه رو بندازن
الانه هم دیگه تبدیل به جک شده البته شوهرش   خودش که گناه نداره آخه همیشه تا چند ماه اول بارداری پریود میشه ونمیفهمه.........
مامان میگه تو این چند ساله اینقده بچه آورده احتمالا تا سن 30 برسه یه چند تای دیگه هم میاره........
 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 10:36 توسط .:. ღ ساراღ .:.