X
تبلیغات
ღیک عدد ساراღ




















ღیک عدد ساراღ

میگه یه ش و ر ت تازه میخوام و ازم میخواد تا از تو کمدش وتو بسته شورتها ییدونه تازشو بهش بدم

منم از تو کشوش بهش میدم و میگم بیا مامان این نو  هستش

از شکلش خوشش نمیاد و میگه 

نه من نه نمیخوام من 10 میخوام......   

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 10:26 توسط ☆ سارا ☆| |

تولدت مبارک عزیزم خوشحالم که هستی....

امروز روز توست!

و فراموش نکن دلیل آمدنت را,

تولدت مبارک!


نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 10:23 توسط ☆ سارا ☆| |

وقتی از خواب بیدار میشه همچنان داره غر میزنه

مگه نگفتم اینقدر شبها روم پتو نذار ببین عرق کردم

و ما بر بالینشان حاضر شدیم اما هر چه بر دوگوله مان فشار اوریم در نیافتیم که هیچ جای دنیا عرق به این وسعت باشد

بعله یه جرقه

خانوم خانومها بعد 1 سال خشک بودن دیشب شیطونه گولشون زدو....

حالا میگم مامان این چه کاری بود کردی؟چرا جیش کردی ؟

میگه من جیش نکردم من عرق کردم......

------

یه شانس عظمی

ان شب در خانه مان نبودیم و در هتل بودیم

 عجب شانسی

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 10:50 توسط ☆ سارا ☆| |


Design By : Night Skin