ღیک عدد ساراღ

یادش بخیر اینجا چه خوب بود راستی کسی اصلا به اینجا سر میزنه

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 13:36 توسط ☆ سارا ☆| |

 وای دوستای خوبم ممنون فک نمیکردم بعده سالها اینجا رو کسی بخونه براتون عکس عسلم رو گذاشتم البته کیفیتش خوب نیست چون از رو عکس عکس گرفتم و به فایلش دسترسی نداشتم

ادامه مطلب با رمز اسم عسلم


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 12:21 توسط ☆ سارا ☆| |

 چقدر زود میگذرد

وقتی ارشیو را مرور میکنم انگار همین دیروز بوده که انها را من نگاشته ام

دخترک بزرگ و بزرگتر میشود

گاهی کارها و رفتار هایش و حضور ذهنش به انسانهایی بزرگ میماند و نه کودکی خردسال

برنامه ای رامیخواستم نصب کنم و انجام نمیپذیرفت

دخترک می اید و میگوید مامان یه بار ری استارتش کن

 و من به حرفش گوش میدهم و کارم به سامان میرسد

و اما دختر داشتن موهبتی است

در این تنهایی از او نظر میخواهم با او حرف میزنم و او به حق همه جانبه طرف من است

خدایا شکرت

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 18:32 توسط ☆ سارا ☆| |


Design By : Night Skin